«مریسا ارواین» برای بردن پسر کوچکش، «مایلو»، از اولین قرار بازیاش میرسد، اما زنی که در را باز میکند، مادری نیست که او بشناسد و «مایلو» را هم پیش خود ندارد — آغازی برای کابوس هر پدر و مادری....
همزمان با اینکه کارآگاه آلکاراس در حال بررسی ناپدید شدن میلو است، ماریسا با کمک جنی سخت تلاش میکند تا آگاهیبخشی کند؛ وقتی سوالاتی در مورد معاملات تجاری گذشته ایروینها پرسیده میشود، یک کنفرانس مطبوعاتی به صحنهای زشت تبدیل میشود....
آلکاراس توجه خود را به ماراتن اخیر شیکاگو معطوف میکند که در آن کری، خانواده ایروین و یک مظنون جدید احتمالی شرکت کردهاند؛ یک رویداد جمعآوری اطلاعات با هدف زنده نگه داشتن پرونده برگزار میشود؛ پیتر امور را به دست خود میگیرد....
آلکاراس برای ایجاد تعادل بین کار و زندگی شخصیاش تقلا میکند و وقتی پیشنهادی وسوسهانگیز به او پیشنهاد میشود که با اصول اخلاقیاش مغایرت دارد، باید دست به انتخاب سختی بزند؛ پلیس در تلاش است تا مرد مرموز ماراتن را به کری و میلو متصل کند....
اخبار رسیده از آلکاراس در مورد مخفیگاه کری، همه خانواده ایروین را به شک میاندازد؛ برایان از خیانت پیتر پرده برمیدارد که لیا را به دروغگویی متهم میکند؛ یک راز خانوادگی که مدتها مخفی مانده بود، خانواده ایروین را تهدید به از هم پاشیدن میکند....
سالها پس از تحمل یک تراژدی، برخورد اتفاقی با میلو جوان باعث میشود کری روی آن پسر تمرکز کند؛ وسواس او هنگام برنامهریزی برای آدمربایی به سمت تاریکی میرود و وقتی اوضاع خراب میشود، مجبور میشود درخواست کمک کند که عواقب مرگباری دارد....
ماریسا که از ماجرای حمله اخیر به خانهاش گیج شده، سعی میکند تکههای پازل را کنار هم بگذارد تا حقیقت را بفهمد؛ وقتی پیتر حقیقت را فاش میکند، او باید تصمیم بگیرد که چگونه از خانوادهاش محافظت کند؛ آلکاراس قبل از اینکه مجبور به گرفتن تصمیمی سخت شود، حقیقت...
ارسال دیدگاه