جک که مشتاق است با دوستدختر جدیدش زندگی تازهای شروع کند، میخواهد رابطهاش با همسرش بتی را کاملاً قطع کند — اما بتی همان یک چیزی را میخواهد که او هرگز حاضر نیست از دست بدهد: «جَکال»....
در حالی که جک برای پیدا کردن یک تامینکننده جدید حشیش تلاش میکند، مارجولین او را به مراسم جوایز موسیقی آمستردام میبرد، جایی که بتی غافلگیری بدی برایش تدارک دیده است....
وقتی جک و بتی هر دو نیاز دارند که نظر بول، یکی از سهامداران شغال، را جلب کنند، او آنها را با یک چالش غیرمعمول رو در روی یکدیگر قرار میدهد....
با ورود دعوای شغال به دادگاه، اختلافات بالا میگیرد و وفاداریها تغییر میکند. معاملهی ناامیدانهی بتی با خانوادهی تیچلار، جک را به خطر میاندازد....
با از دست دادن جک، بتی مجبور میشود به تنهایی با تیچلارها روبرو شود. کاتیا مجبور است نه تنها با شخصیت پدرش، بلکه با شخصیت مورد نظرش نیز روبرو شود....
ارسال دیدگاه