Miraculous, les aventures de Ladybug et Chat Noir
مارینت و آدرین، دو نوجوان عادی، هنگامی که یک شرور مرموز تهدید به نابود کردن پاریس میکند، به ابرقهرمانان زنبورک و گربه سیاه تبدیل میشوند.
- مدت زمان: نامشخص
-
بازیگران:
بازندهی یک مسابقه در یک کانال کودکانه، توسط هاک موث به آب و هوای طوفانی تبدیل میشود. حالا او به کسانی که به او رأی ندادهاند، انتقام میگیرد. آسمانهای تاریک در انتظار قهرمانان ما هستند!...
بهترین دوست آدری، نیو، به حبابساز تبدیل میشود؛ یک شرور که بزرگترها را در حبابها محبوس کرده و به فضا میفرستد....
وقتی یک شرور با قدرت خدایان باستانی مصر قصد دارد آلیا را قربانی کند، لیدی باگ و کت نوآر باید با ارتش مومیاییها مبارزه کنند تا او را نجات دهند....
آلیا به اشتباه فکر میکند که کلویی لیدی باگ است، بنابراین به خاطر فضولیاش از مدرسه اخراج میشود و به شرور لیدی وایفای تبدیل میشود....
وقتی خشم ناشی از یک ساعت شکسته آلیکس را به یک شرور مسافر زمان تبدیل میکند، لیدی باگ باید به گذشته برگردد و نقشههای او را ناکام کند....
نبردکنندگان آکومایی سعی میکنند آقای کبوتر، عاشق پرندگان که همه نگهبانان پارکهای پاریس را ربوده است، را دستگیر کنند، اما آلرژیهای کت نوآر مانع این کار میشود....
یکی از دانشآموزان که به مارینت علاقه دارد، با اویلوستریتور، شروری که گربه نوآر باید بدون لیدیباگ با او روبرو شود، درگیر میشود....
هنگامی که او توسط شهردار اخراج می شود، افسر پلیس راجر به راجرکوپ تبدیل می شود، یک شرور که فکر می کند با حکومت پاریس به عنوان یک دیکتاتور در حال اجرای قانون است....
یک مجسمهساز حسود که عاشق لیدیباگ است، به کپیکت، نسخهای تکراری از کت نویر، تبدیل میشود و تلاش میکند جای رقیبش را در کنار لیدیباگ بگیرد....
مارینت قصد دارد احساساتش را در روز ولنتاین به آدرین بگوید، اما ابتدا باید دارک کیوپید، که هدفش نابودی عشق است، را متوقف کنند...
در هنگام فیلمبرداری یک فیلم ترسناک برای کلاس مارینت، مایلن که بسیار ترسیده است، تبدیل به هیولای لزجی میشود که از ترس دیگران تغذیه میکند....
در حالی که مارینت تلاش میکند دفترچه خاطراتش را از کلوئه پس بگیرد، مربی شمشیربازی آدرین به دارکبلید تبدیل میشود و به تالار شهر حمله میکند....
وقتی پدر مایلن به دلیل دخالت زیرکانهی جانشینش، نقش خود در نمایش را از دست میدهد، تبدیل به میم میشود؛ ویلن بدذاتی که نمایشهایش به واقعیت تبدیل میشوند....
وقتی غذای عموی بزرگ مارینت، سرآشپز وانگ چنگ، در یک مسابقه خراب میشود، او به کونگ فود تبدیل میشود و با آشپزی خود دستیارانی را به خدمت میگیرد....
مارینت، شریک بازی آدرین در مسابقه ویدئویی، یعنی مکس را شکست میدهد تا به جای او بازی کند و وقت بیشتری را با علاقهاش بگذراند، اما مکس تبدیل به یک شرور آکوما شده میشود....
نگهبان باغوحش که تحقیر شده، در روزی که مارینت، آدرین و دوستانشان از باغوحش پاریس دیدن میکنند، به یک حیوان تغییر شکلدهنده شرور آکوما شده تبدیل میشود....
کلویی که از نادیده گرفتن پیشنهادش توسط قهرمانش، لیدیباگ، دلشکسته شده، به آنتیباگ، یک دوقلوی شرور لیدیباگ با قدرتهای مشابه، تبدیل میشود....
مارینت از دختر کوچکی به نام مانون مراقبت میکند، اما مانون در حالی که با عروسکهای لیدیباگ، کت نوآر و چند شرور معروف بازی میکند، تبدیل به شروری به نام عروسکباز میشود....
ژولکا که از عکس کلاسی کنار گذاشته شده و احساس ناراحتی میکند، تبدیل به شرور رفلکتا میشود که همه، حتی کت نوآر را به کپیهای خودش تبدیل میکند....
جگد استون، ستاره راک، به یک ابرشرور تبدیل میشود که قصد دارد تمام مردم پاریس را به طرفداران خود بدل کند و رقیب موسیقاییاش، مستر XY، را شکست دهد....
دو نوجوان فرانسوی به نامهای مارینت و آدرین، به دو ابرقهرمان تبدیل میشوند تا در برابر تهدید افراد شرور و خطرناک، از شهر خود محافظت کنند و......
دو نوجوان فرانسوی به نامهای مارینت و آدرین، به دو ابرقهرمان تبدیل میشوند تا در برابر تهدید افراد شرور و خطرناک، از شهر خود محافظت کنند و......
دو نوجوان فرانسوی به نامهای مارینت و آدرین، به دو ابرقهرمان تبدیل میشوند تا در برابر تهدید افراد شرور و خطرناک، از شهر خود محافظت کنند و......
دو نوجوان فرانسوی به نامهای مارینت و آدرین، به دو ابرقهرمان تبدیل میشوند تا در برابر تهدید افراد شرور و خطرناک، از شهر خود محافظت کنند و......
در یک فلاشبک، داستان آغاز لیدی باگ و کت نویر فاش میشود، جایی که مارینت با آلیا دوست میشود و آدریان، مدل مشهور با پدر بیش از حد محافظهکارش را ملاقات میکند....
در ادامه فلاشبک به داستان آغاز لیدی باگ و کت نویر، مارینت آدریان را با یک قلدر اشتباه میگیرد و در پذیرش هویت لیدی باگ خود تردید میکند....
Master Fu and Marinette believe that the owner of the Miraculous book is Hawk Moth, but that suspicion leads to either Adrien or his father, Gabriel....
چلوه تلاش میکند یاد بگیرد چطور مهربان باشد، اما وقتی جشن تولدی برگزار میکند، عصبی میشود و پیشخدمت خود را اخراج میکند، که این پیشخدمت به «خرس ناامیدی» تبدیل میشود....
در حین یک مصاحبه اختصاصی، یک خبرنگار که سعی دارد لیدی باگ و کت نویر را به اعتراف به احساساتشان نسبت به یکدیگر بکشاند، توسط هاک ماث آکومایتی میشود....
وقتی مارینت تصمیم میگیرد در روز تولدش به جای مادربزرگش، با دوستانش وقت بگذراند، مادربزرگش به یک شرور با تفنگ آبنبات تبدیل میشود....
یک حریف شمشیربازی که در نبرد با آدریان شکست میخورد، آکومایتی شده و به دنبال او میرود تا دوباره مبارزه کند، در حالی که فقط لیدی باگ در اطراف است تا از او محافظت کند....
هاک ماث بهترین دوست و ربات خانگی مکس، مارکوف، را به روبوستوس تبدیل میکند؛ تهدیدی تکنولوژیکی خشمگین که قدرت جان بخشیدن به اشیاء بیجان را دارد....
برنامههای مارینت برای درخواست از آدریان به یک پیادهروی رمانتیک به هم میریزد زمانی که هاک ماث یک کودک ناراحت را به یک بچه غولپیکر و جویای آبنبات تبدیل میکند....
پس از آکومایتی شدن مدیر مدرسه، داکامکل، به دارک اوول، او لیدی باگ و کت نویر را در یک انبار گرفتار کرده و سعی میکند هویتهای واقعی آنها را کشف کند....
مارینت به همراه آلیا و دوستانش برای خوردن یک خوراکی به آندره، سازنده معروف بستنی در پاریس، میروند، اما آندره آکومایتی میشود و به شرور گلاسیاتور تبدیل میشود....
در یک شبنشینی با مارینت، آلیا خواهران دوقلوی خود، اتا و الا، را تنبیه میکند که به موجودات غولپیکری تبدیل میشوند و وقتی غذا میخورند، تکثیر میشوند....
مارینت باید آدریان را از دست گروهی از طرفداران بیش از حد مشتاق و از محافظ شخصی خود که به گوریزلا تبدیل شده، نجات دهد....
هاک ماث مادر جولکا را به کاپیتان هاردراک تبدیل میکند، یک دزد دریایی که کشتی شکستناپذیرش را به کار میگیرد تا با پخش موسیقی بلند یک جشنواره موسیقی را نابود کند....
دو نوجوان فرانسوی به نامهای مارینت و آدرین، به دو ابرقهرمان تبدیل میشوند تا در برابر تهدید افراد شرور و خطرناک، از شهر خود محافظت کنند و......
دو نوجوان فرانسوی به نامهای مارینت و آدرین، به دو ابرقهرمان تبدیل میشوند تا در برابر تهدید افراد شرور و خطرناک، از شهر خود محافظت کنند و......
دو نوجوان فرانسوی به نامهای مارینت و آدرین، به دو ابرقهرمان تبدیل میشوند تا در برابر تهدید افراد شرور و خطرناک، از شهر خود محافظت کنند و......
دو نوجوان فرانسوی به نامهای مارینت و آدرین، به دو ابرقهرمان تبدیل میشوند تا در برابر تهدید افراد شرور و خطرناک، از شهر خود محافظت کنند و......
دو نوجوان فرانسوی به نامهای مارینت و آدرین، به دو ابرقهرمان تبدیل میشوند تا در برابر تهدید افراد شرور و خطرناک، از شهر خود محافظت کنند و......
ابرمرد شرور، سندبوی، از قدرتهای خود برای تبدیل کابوسهای پاریسیها به واقعیت استفاده میکند و مارینت بدون تیکی را وادار به مداخله میکند....
دو نوجوان فرانسوی به نامهای مارینت و آدرین، به دو ابرقهرمان تبدیل میشوند تا در برابر تهدید افراد شرور و خطرناک، از شهر خود محافظت کنند و......
دو نوجوان فرانسوی به نامهای مارینت و آدرین، به دو ابرقهرمان تبدیل میشوند تا در برابر تهدید افراد شرور و خطرناک، از شهر خود محافظت کنند و......
دو نوجوان فرانسوی به نامهای مارینت و آدرین، به دو ابرقهرمان تبدیل میشوند تا در برابر تهدید افراد شرور و خطرناک، از شهر خود محافظت کنند و......
در تلاش برای تحت تأثیر قرار دادن مادرش، کلویی سعی میکند ابرقهرمان ملکه زنبور شود، اما به جای آن به ابرشرور ملکه زنبور طلایی تبدیل میشود....
زمانی که کلویی تصمیم میگیرد پاریس را ترک کند، پدرش، شهردار بورژوا، به مالدیکتاتور تبدیل میشود؛ یک ابرشرور قدرتمند که میخواهد هر طور شده او را مجبور به ماندن کند....
پس از آنکه مارینت برخی از پیامها را اشتباه میگیرد، عشق قدیمی استاد فو تبدیل به بکوردِر میشود، کسی که یک عصای جادویی دارد که میتواند زمان را از دیگران بگیرد....
توم که از این که کت نوآر عشق دخترش را پاسخ نمیدهد ناراحت است، به ورِداد تبدیل میشود و مارینت را در یک زندان جادویی حبس میکند تا او را از آسیب محافظت کند....
مارینت و آدریان با دروغهای لیلا روبرو میشوند، بنابراین او از هاوک موث میخواهد که او را به چمِلیون تبدیل کند، یک ابرشرور جدید که مصمم است لیدی باگ را نابود کند....
پس از تحقیر در اکران فیلم جدید لیدی باگ و کت نوآر، کارگردان به انیماسترو تبدیل میشود و ابرقهرمانهای واقعی را وادار میکند که سریع عمل کنند....
مارینت برای اولین بار با پدربزرگ عبوسش ملاقات میکند، که این موضوع باعث میشود او به یک ابرشرور تبدیل شود که میخواهد هر چیزی مدرن در پاریس را نابود کند....
مارینت و گروه کیتی سکشن یک ویدئوی موسیقی ضبط میکنند، اما یک تهیهکننده بیاصول، پدر XY، ایدههای آنها را دزدیده و باعث میشود لوکا به دنبال انتقام برود....
زمانی که لیدی باگ و کت نوآر وارد برج مونپارناس میشوند، حافظههای خود را از دست میدهند و دوباره در برابر یکدیگر به مارینت و آدریان تبدیل میشوند....
لیدی باگ و کت نوآر باید با آرو ر بورئال مقابله کنند زمانی که او دوباره به هوای طوفانی ۲ تبدیل میشود، کسی که میخواهد جهان را به زمستانی بیپایان فرو ببرد....
لیدی باگ و کت نوآر هرکدام معجزهگر دیگری را دریافت میکنند زمانی که باید با ژولکا مقابله کنند که دوباره به رفلکتا تبدیل شده و حالا یک سنتیمونستر دارد....
کگامی زمانی که لیلا به طرز فریبکارانهای وارد عمارت آگرست میشود، حسادت میکند و به اونی-چان تبدیل میشود؛ یک ابرشرور نقابدار که میتواند تلپورت کند....
سابینا، که از توجه کلویی به لیدی باگ عصبانی است، به مِراکولر تبدیل میشود؛ کسی که میتواند قدرتهای ابرقهرمانها را از آنها بگیرد....
مارینت سعی میکند زمانی تنها با آدریان در موزه موم فراهم کند، اما باید از مانون مراقبت کند که دوباره به عروسکگردان تبدیل میشود....
جگد استون به دنبال جایگزینی برای گیتاریستی است که اخراج کرده، که به دِسپِرادا تبدیل میشود؛ یک ابرشرور با گیتار جادویی که افراد را به برچسب تبدیل میکند....
مادر مکس که با نگرانی منتظر اخبار درخواست فضانوردیاش است، به استارترین تبدیل میشود؛ کسی که میخواهد قطارش را به یک سفینه فضایی تبدیل کند....
خانم مندلیهف پلاگ و تیکی را کشف میکند و برنامهریزی میکند که وجود کوامیها را در یک برنامه تلویزیونی فاش کند تا اینکه به کوامیباستر تبدیل میشود....
مجسمه عجیبی که در تبت کشف شد، معلوم شد که یک هیولای احساسی به نام جشن است که به طور تصادفی توسط استاد فو در کودکی ساخته شده است....
آدرین جایزهای در یک شکار گنج به مناسبت روز دوستی در پاریس است، اما مارینت با کاگامی همتیم میشود، کسی که برای شرکت در این رویداد از دستور مادرش سرپیچی کرده است....
لیدیباگ و کت نویر در میان دو مسافر زمانی از آینده گرفتار میشوند؛ یکی از آنها توسط هاوکماث فرستاده شده تا معجزهگر آنها را بدزدد....
پس از آنکه آدرین به دوستش وایم میگوید اجازه ندارد دوستانش را به خانه دعوت کند، وایم متوجه یک مهمانی خودجوش در خانه آگرست میشود و حسادت میکند....
وقتی مکس نمیتواند کسی را پیدا کند که بازی ویدیوییاش را امتحان کند، که در آن شرورهای پیشین به مقابله با یکدیگر میپردازند، خودش دوباره به یک شرور تبدیل میشود: گیمر 2.0....
مارینت از قدرتهایش استفاده میکند تا هدیهای برای آدرین بگذارد، و این باعث میشود آدرین به هویت مخفی او پی ببرد؛ اتفاقی که تأثیر ویرانگری بر آینده میگذارد....
مارینت در سالگرد مرگ مادر آدرین احساساتش را نسبت به او فاش میکند، اما پسرعموی شبیه آدرین وانمود میکند که خودش است و به شکلی بیرحمانه پاسخ میدهد....
لیلا، دشمن حیلهگر مارینت، دوستان او را علیهاش میشوراند و حتی باعث اخراج مارینت از مدرسه میشود....
یکی از دوستان مارینت به موجودی به نام "حقیقت" تبدیل میشود. او از قدرت خود برای وادار کردن مردم به گفتن حقیقت استفاده میکند و میخواهد راز مارینت را کشف کند....
یکی از دوستان آدرین به موجودی به نام "دروغها" تبدیل میشود و مصمم است دنیای پر از دروغها و کسانی که آنها را میگویند را از بین ببرد....
دوستان مارینت به باند اسرار تبدیل میشوند، تیمی از ابرشرورها که تصمیم دارند او را نجات دهند....
آقای رامییر برای هفتاد و دومین بار به آقای کبوتر تبدیل میشود و حالا میتواند مردم را به کبوترهای شیطان تبدیل کند....
لیدیباگ و کت نویر با فردی مواجه میشوند که آنها خوب میشناسند و هرگز تصور نمیکردند روزی مجبور به مبارزه با او شوند....
یک تازهوارد در جمع دوستان مارینت تبدیل به کفکوب میشود، یک ابرشرور عظیم که توانایی جذب افراد را دارد....
کلویی تبدیل به ملکه موز میشود و لیدیباگ تصمیم میگیرد یک معجزهگر (Miraculous) را برای مقابله با این ابرشرور به کسی بسپارد....
زمانی که رفلکتا در گرداب بیپایانی از احساس گناه گرفتار میشود، لیدیباگ با خوشبینی بیپایان خود یک متحد را برای کمک فرا میخواند....
به دلیل نقشهای که مارینت طراحی کرده، شَدو موت دو ابرشرور را آکوما میکند. لیدیباگ و کت نوار برای متوقف کردن این دو شرور به کمک نیاز دارند....
چه میشود اگر شَدو موت یک ابرشرور ترسناک بسازد، درحالیکه مارینت و آدرین نتوانند به لیدیباگ و کت نوار تبدیل شوند؟...
شادو موت موجودی ترسناک به نام سنتیبابلر میسازد که تنها در صورتی متوقف میشود که رنا روژ، لیدیباگ و کت نوآر را فریب دهد!...
شادو موت موجودی ترسناک به نام سنتیبابلر میسازد که تنها در صورتی متوقف میشود که رنا روژ، لیدیباگ و کت نوآر را فریب دهد!...
زمانی که مالدیکتاتور به همراه یک موجود سنتیمونستر باز میگردد، لیدیباگ معجزهگری را به یک دوست و متحد وفادار میسپارد تا به او کمک کند پاریس را نجات دهد....
وقتی مارینت به آیندهاش فکر میکند، یک ابرشرور در پاریس ظاهر میشود. او قادر است مردم را مجبور کند تا رویاهای کودکیشان را زندگی کنند و تبدیل به یک کابوس برای قهرمانان ما میشود....
وقتی مارینت باید یک روز برای تولد عمهاش به لندن برود، ترس از اینکه چیزی در غیاب لیدیباگ رخ دهد، او را بسیار مضطرب میکند. شادو موت موفق میشود ربات مکس را با یک ویروس شیطانی آلوده کند تا آن را دوباره آکوماتیزه کند....
ادریئن از مارینت یک خواهش میکند که نمیتواند نه بگوید و در نهایت، مجبور میشود کودکانی را که از آنها مراقبت میکرد به پدربزرگش بسپارد تا به ادریئن کمک کند. آنچه او متوجه نمیشود این است که این تصمیم باعث میشود پدربزرگش هدف بعدی شادو موت شود....
لیدیباگ و کت نوآر دوباره با گلاسیاتور روبهرو میشوند. گلاسیاتور با اصرار بر این که قهرمانان ابرمحبوب یکدیگر را دوست دارند، لیدیباگ را عصبانی میکند. کت نوآر با مارینت روبهرو میشود که درگیر یک عاشقانه پنهانی است....
روز گالاته برای مارینت پر از اتفاقات است! تیکی رفتار عجیبی دارد و سه ابرشرور ظاهر میشوند! آیا لیدیباگ هنوز هم موفق خواهد شد که به عنوان ملکه روز شناخته شود؟...
لیدیباگ تصمیم میگیرد که آیا باید هویت کت نوآر را فاش کند تا او بتواند همچنان نگهبان باقی بماند....
مارینت به طور مخفیانه وارد خانه آگرسته میشود در حین یک شام خصوصی، فقط برای اینکه متوجه شود یک ابرشرور هم در حال خراب کردن مهمانی است....
ارسال دیدگاه