ایوا که می خواهد هرطور شده انسان های دیگری پیدا کند، از راوندر کمک می خواهد؛ اما پیدا کردن اولین سرنخ واقعی برایش گران تمام می شود....
ایوا که می خواهد هرطور شده انسان های دیگری پیدا کند، از راوندر کمک می خواهد؛ اما پیدا کردن اولین سرنخ واقعی برایش گران تمام می شود....
ایوا که می خواهد هرطور شده انسان های دیگری پیدا کند، از راوندر کمک می خواهد؛ اما پیدا کردن اولین سرنخ واقعی برایش گران تمام می شود....
ایوا با یک حکیم ملاقات می کند و یک واقعیت تلخ در مورد انسان ها می آموزد. او که دلسرد نشده است، تلاش خود را دوچندان می کند، زیرا بستیل، شکارچی فضل در حال نزدیک شدن است....
علیرغم اعتراضهای موتر، اوا نقشهای جسورانه را دنبال میکند و با یک متحد بعید دوستی برقرار میکند....
با وجود تمدن احتمالی انسانی در نهایت، ایوا و دوستانش با خطرناک ترین ماموریت خود روبرو می شوند....
ایوا در حالی که بستیل او را برای یک رویارویی فاجعهبار دنبال میکند، حقیقت را در مورد نوع بشر میآموزد....
اوا به شهر پنهان نیو آتیکا میرسد، جایی که متوجه میشود انسانها بدترین باورها را در مورد اوربونا دارند....
اوا یک شخصیت مرموز را تا اعماق آتیکای جدید تعقیب میکند و در نهایت گروهی از بیگانگان را پیدا میکند....
اوا که به شدت به دنبال پیدا کردن دوستانش است، با وحشت متوجه میشود که آنها در چنگال یک تهدید شوم گرفتار شدهاند....
پس از یک فرار دشوار، اوا، ایت و هیلی برای بازگرداندن یک رووندر زخمی به خانه، سفری پرخطر را در بیابانهای خطرناک آغاز میکنند....
اهالی کائرولی از بازگشت یک رووندر در حال مرگ به جامعهشان خودداری میکنند. برای نجات او، اوا به دنبال موجودی عرفانی میگردد تا آبرویش را بازیابد....
در طول یک جشن کارولینی، اوا با یک موجود قدرتمند ارتباط برقرار میکند. کادموس و رباتهای جنگیاش به فوناس حمله میکنند....
اوا جان خود را برای محافظت از قلب جنگل به خطر میاندازد....
پس از آنکه او را در آستانهٔ مرگ رها میکنند، «اِیت» دل به خطر میزند و از بیابان اوربونا میگذرد تا دروغهای کادموس را فاش کند و جرقهٔ یک شورش را بزند....
اِوا در اوربونایی ویرانشده از خواب بیدار میشود و با آریوس، حکیم دانا، دیدار میکند. اِوا و رووندر، با در دست داشتن یک پیشگویی، با هدفی تازه راهی سولاس میشوند....
لوراک قدرت را به دست میگیرد و به انسانها اعلان جنگ میکند؛ اتفاقی که اِوا را وادار میکند با ملکه اوجو متحد شود—و همچنین با متحدی که چهرهاش به شکلی وهمآور آشناست....
اِوا سرانجام دوباره با اِیت ملاقات میکند، اما درمییابد که اِیت رهبری حملهی انسانها به اوربونا را بر عهده دارد. اِوا که میان احساسات متضاد گرفتار شده، سردرگم و دودل است و باید یکی از دو جبهه را انتخاب کند....
در میان مهِ جنگ، اِوا و گروهش در آتلانتیکای نوِ رو به ویرانی، در جستوجوی قلب جنگل هستند....
در حالی که سرنوشت سیاره در خطر است، اِوا میجنگد تا قلب را به دهانهی حرارتی برساند....
ارسال دیدگاه